از جان خود سیری…
چه پیغامی که جز با یک زبان گفتن نمیداند،
چه سلطانی که جز در خانهاش خفتن نمیداند،
چه دیداری،
که جز دینار و درهم از شما سفتن نمیداند،
به دنبال چه میگردی؟ که حیرانی…
خرد گم کردهای شاید نمیدانی…
همای از جان خود سیری، که خاموشی نمیگیری،
لبت را چون لبان فرخی دوزند، تو را در آتش اندیشهات سوزند،
هزاران فتنه انگیزند، تو را بر سر در میخانه آویزند!
—
این ترانه از گروه مستان با صدای همای، تن منو میلرزونه،
اگر کمی به این قطعه فکر کنید، میفهمید که منظورم چی بوده.
ترانه رو میتونید از اینجا داونلود کنید و گوش بدید و لذت ببرید.
درود. شیطان.





سلام بر شما وب بسیار عالی دارید .خوشحال شدم با شمای دوست اشنا شدم موفق و سلامت باشید برادر شما سید محمد
اینکه ته عرفانه
کجاش تنتو میلرزونه بگو ماهم بدونیم :دی
این آخری هم که بولدش کردی “تو را بر سر در میخانه آویزند” منظور حسین بن منصور حلاج
هست نمیدونم واسه همین بولدش کردی یا واسه چیز دیگه ای اما میخوام نظرت ررو در مورد این شعر بدونم
فرخی هم یه ماجرایی مثل حلاج داره که لباش رو واسه ابنکه زد دولتش حرف میزنه بهم میدوزن
ببخشید” ضد دولت “رو اشتباه نوشتم
@eset.2012
بخاطر خودم بولدش کردم.
اینکه تنو میلرزونه یا نه نظر شخصیه. تن منو میلرزونه.
ممکنه بعضی ها با آهنگ ساسی مانکن موهای تنشون سیخ شه. شخصیه این مساله.
ساسی مانکن
rolling on the floor
بسی خندیدیم