خانه > عمومی > جالب انگیز…!

جالب انگیز…!

یکی از اتفاقات نادری که ممکنه تو زندگیه خیلی ها اتفاق نیفته اینه:

بری تو فیسبوک و اسم خودت رو سرچ کنی، بعد پروفایل پدرتو که ۴ سال و اندی هست (و بیشتر) باهاش در ارتباط نیستی  رو پیدا کنی، بعد یه درخواست دوستی براش بفرستی و بعد از اینکه اون قبول نکرد و Ignore ش کرد، بری تو Public Info ـش و ببینی ئه! وبلاگ داره! و بعد بیای ببینی که به به ! پدر گرامی دو سال داره وبلاگ نویسی میکنه و ما بی‌خبر. نزدیک ولی دور بودن یعنی همین چیزا.

وبلاگ پدر گرامی: بن بست

Categories: عمومی Tags:
  1. saba
    ۱ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۴:۱۶ | #1

    حیفه تو … !

  2. یه دوست
    ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۷:۲۷ | #2

    سلام سالار عزیز
    خوبی عزیزم

    از این اتفاقات نادر تو زندگی خیلی وجود داره

    مثل همین اتفاقی که من تورو پیدا کردم

    راستشو بخوای وبلاگ بابات رو هم اتفاقی پیدا کردم

    منم مثل تو اولش خیلی خوشحال شدم ولی بعد یه مدت …

    خب بگذریم

    میبوسمت
    رضا

    • ۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۲۳:۴۶ | #3

      سلام رضای عزیز. خوشحالم از اینکه اومدی به خونه‌ی من و ممنون از نظر محب‌آمیزت.
      ما همدیگرو می‌شناسیم؟

  3. ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۰۰:۴۶ | #4

    سلام سالار
    وب قشنگی داری
    بهت نمیاد ۶۸ باشی :دی
    به منم سر بزن

  4. Hazhirrrrrr
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۳ | #5

    Heyfe to, Bikhiale donya
    khosh bashi azizam
    duset daram

  5. یه دوست
    ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۲:۳۳ | #6

    سلام سالار عزیزم
    من تورو خیلی خوب میشناسم
    تو پسر دایی من هستی …

    قربانت
    رضا – سنندج

  6. ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۴:۴۴ | #7

    @یه دوست
    ئه! این پست جدی داره یکی از عجیب ترین پست‌های دنیا میشه !
    رضا جان خوبی؟! چطوری منو پیدا کردی؟
    واقعا خوشحالم کردی که بهم سر زدی… الان من نمیدونم چی باید بگم ولی خیلی خوشحالم، خیلی…

    امیدوارم شاد و سرحال باشی،
    به همه سلام منو برسون…

  7. ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۴:۴۵ | #8

    @Hazhirrrrrr
    مرسی هژیر جان، من بیشتر دوست دارم،
    دانشگاه خوش بگذره…

  8. یه دوست
    ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۰۹:۵۴ | #9

    ممنون از ابراز محبتت سالار عزیزم
    راستی یه وبلاگ به آدرس زیر دارم – البته زیاد اصولی نیست ولی قابل تحمل هستش -
    اگه دوست داشتی یه سر بزن

    قربانت – رضا
    http://www.razin.blogfa.com

  9. ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۱۷:۲۶ | #10

    سلام خدمت دوست گرامی
    از آشنای باشما خوشحالم
    ایول دم بابات گرم

  10. ۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۲۱:۳۸ | #11

    @محسن کابلی
    سلام محسن جان، من و تو فامیلی هامون یکیه، میشناسیم همدیگه‌رو؟

  11. z.sh
    ۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۹ در ۰۹:۱۵ | #12

    salam khoobid?
    kheily ajib! va narahat konanade hast
    rastesh nemidoonam chi begam vaghean….

  12. ۴ خرداد ۱۳۸۹ در ۱۶:۲۱ | #13

    سلام سالار خان
    این میل منه منتظر شما هستم
    kaboli_mohsen@yahoo.com
    نه فکر نمیکنم همدیگه رو بشناسیم ولی امید وارم بیشتر اشنا بشویم
    به امید دیدار

  13. مانا
    ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۴:۲۸ | #14

    دیدی سالار نادر تر از این چیزی که گفتی هم پیدا می شه .. دیدی رضا تورو پیدا کرد و متعجب شدی … مهم نیست طرفی که تورو دوست داره و پیدات می کنه و بهت سر می زنه چه نسبتی با تو داره .. می دونم قشنگ تره اگه پدر باشه یا مادر باشه اما اگه نباشه .. می تونه یکی دیگه باشه و خیلی هم بهتر باشه .. عزیز .. تو یه عالمه دوست داری که بی نهایت خالصانه و صادقانه و بدون چشم داشتی دوستت دارن .. مثل خود من .. عین یک خواهر .. غصه ی هیچی رو نخور
    مانا :))))))))

  14. ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۲ | #15

    @مانا
    مانا جان شما همیشه در جایگاه یکی از بهترین دوستان من باقی میمونی. و میدونم که رفاقتت پاک و صادقانه س
    ممنونم

  1. بدون بازتاب