خانه > عمومی > چرا من نمینویسم

چرا من نمینویسم

اینجا نمینویسم، شاید چون اینجا مخاطب خاص دارد و مخاطب خاص ِ مورد نظر از من انتظار خاص نوشتن دارد، نوشتنم نمی‌آید‌! در عوض میروم جای ِ دیگر مینویسم، جایی که شاید مخاطب خاصش همان کسانی هستند که از مخاطبان خاص فراریند. جایی مینویسم که کسی از من انتظار خاص بودن ندارد و لزومی ندارد که چیز برجسته و مهمی بنویسم تا چشم براه سه تا کامنت کذایی باشم.
میروم آنجا، آنچه میخواهم دل ِ تنگم مینویسم، آن هایی که دوست دارند لایک میکنند ، آنها که میخواهند انتقاد. کسی هم نمیشناسد مرا با مشخصات کامل سه جلده‌ام.

گاهی اوقات آدم دلش میخواهد ادب را کنار بگذارد و از تمامی لغاتی که دلش میخواهد استفاده کند تا مفهوم مورد نظرش را جانانه به خواننده منتقل کند، ولی افسوس که همه ما این روزها معلم اخلاق شده‌ایم و تا کسی چیزی میگوید که یک میلیمتر از عرف ِ جامعه آنورتر است، شروع میکنیم به درس ِ ادب دادن و توی بوق و کرنا میکنیم که آی فلانی بی ادب است و خوب نمینویسد.

عادت به خودسانسـ.ـوری ندارم، یا مینویسم و کامل مینویسم، یا اصلن نمینویسم. نوشتن ارامم میکند، چرا باید چیزی را که آرامم میکند خراب کنم؟ مگر دیوانه‌ام؟

بار ِ دیگر معرفی میکنم خودم را، تا یادتان بیاید اگر یادتان رفته:
من سالار هستم، طراح و برنامه نویس وب، و یک عکاس خیلی آماتور، عاشق هنر، بدون داشتن هرگونه شاخ و بال و پر و دم اضافی، موجودی معمولی از نسل آدمیزاد، فاقد قابلیت‌های خاص مانند پرواز و غیره، معتقد به چیزهایی که با چشم میشود دید و با قلب میشود احساس کرد و با عقل درک نمود، بیزار از هرگونه داستان و افسانه جن و پری و وعده وعیدهای اضافی.

پ.ن: به خصوصیت های اصلی شخصیتی من، ردبول و محصولات اپل را اضافه کنید که جایشان بدجوری خالی شد یک دفعه‌ای.
پ.ن ِ بعدی: خوشحال میشوم به خانه‌ام در گوگل یک خرده سری بزنید، به کسی برنمیخورد.

بدرود، سالار.

  1. ۲۹ تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۳ | #1

    سلام سالار عزیزم
    همیشه سایتت رو نگاه میکنم
    ولی نمیدونم چرا دیر به دیر آپدیت میکنی؟!!

    عزیزم، همیشه بنویس
    آنچه دلت میخواهد بنویس
    حتی اگه کسی هم اونو نخوند،

    ولی بدون همیشه کسانی هستند که دوستت دارند و به یادت هستند،شاید هیچوقت آنها را نبینی یا ندانی که دوستت دارند…

    بسیار دوستت دارم…
    قربانت – رضا

  2. ali
    ۲ مرداد ۱۳۸۹ در ۲۳:۵۸ | #2

    جوگیر شدی … خب ننویس !

  3. ۵ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۰:۴۴ | #3

    @ali
    شما امر بفرمایید.

  4. ۱۴ مرداد ۱۳۸۹ در ۰۹:۵۱ | #4

    با سلام
    سالار جان امروز اتفاقی با سایت تو آشنا شدم ودیدم جوان فعال و خوش ذوقی هستی. در صورت تمایل به همکاری می توانی با من در تماس باشی .
    شاد و سر بلند باشی چون لیاقت جوانان ماست.

  5. مانا
    ۱۹ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۴:۲۴ | #5

    در خصوص آماتور بودن ایشان در خصوص عکاسی باید بگم به شدت شکسته نفسی کرده .. عکسهایی که می گیره .. فوق العاده ان .. من هر وقت عکسهاشو می بینم .. هوس عکاسی به سرم می زنه

  6. ۲۱ مرداد ۱۳۸۹ در ۱۳:۴۱ | #6

    @مانا
    ممنونم مانا، خوشحالم :)

  1. بدون بازتاب