سلام،
چند روز پیش اینجا دوباره هک شد، البته ایندفعه توسط یه هکر از بغداد که یه جورایی باعث شرمه. ولی نه تقصیر از من بود نه از وردپرس. تقصیر از امنیت پایین سرویس هاستینگ بود.
خوشحالم که بعد از یه ماه تحقیق تونستیم سرور اختصاصی شرکت رو بالا بیاریم. سعی کردم تمامی نکاتی رو که سرورهای قبلی توشون رعایت نشده بود، رعایت کنم که تا حد ممکن به مشکل برنخوریم. وبلاگ من هم اولین تست موفق تنظیمات سرور بود که به خوبی کار کرد. امیدوارم سرور ثباتش رو طی چند روز آینده نشون بده. چون سازگاری وبسایت های قدیمی تر شرکت با php5.3 ممکنه نگران کننده باشه، فعلا تا انتقال کامل نشه نمیشه قضاوت کرد.
ضمنا جزئیات هک توی zone-h ثبت شده.
بدرود، سالار.
میدانم میخوانی این را.
تو، عشق را کُشتی.
دلم میخواهد، روزی که میمیری، کنارت باشم،
تا با تمام وجودم،
شادیم را رو به آسمان فریاد بزنم،
و دعا کنم
سفرت را به دوزخ
در عذاب سپری کنی.
چه لذتی، میدانم.
پ.ن: به دوزخ اعتقادی ندارم، اما اگر دوزخی وجود داشته باشد، تو خود دوزخی، حتی منفور تر از اهریمن.
سلام دوستان، به زودی استدیو طراحی وب ققنوس شروع به کار میکنه. املای ققنوس رو Phinix با تلفظ کلمه اصلی (phoenix: fee-niks) انتخاب کردیم تا مشکلی برای Branding پیش نیاد. چون الان صدها شرکت با همین اسم دارن فعالیت میکنن. موقعیت فیزیکی استدیو، Thornhill در کشور کانادا هست.
وبسایت استدیو رو تا چند روز دیگه آماده میکنم. اینجا: www.thephinix.com

The Phinix Design Studio
البته تیم بزرگی نداریم. فعلا دو نفر هستیم. من ( سالار کابلی ) و دوست خوبم، میلاد توتونچیان
درود. سالار
سلام، یکی از جدیدترین طراحیهام اخیرا کامل شده. یه سایت Portfolio برای گروه عکاسی چاو هست. این طرح Minimal ه و رنگ غالبش مشکی هست: صفحه اصلی:


دلیل اینکه تصاویر رو همینجا قراردادم این هست که مطمئن نیستم واقعا چند روز دیگه این وبسایت به همین شکل بمونه. چون معمولا وبسایت وقتی دست مشتری میفته با توجه به اینکه محتوی اصلی دستشه ممکنه خیلی چیزا بهم بریزه. بهرحال:
آدرس وبسایت: www.Chaawe.com
تکنولوژی های مورد استفاده برای طراحی:
طراحی: HTML4.1, Javascript Functions, Ajax, CSS2
برنامه نویسی و دیتابیس: PHP5.2, MySQL Database
مرورگرهای تست شده: Firefox 2.5, 3.5 (Mac, Windows, Linux) , Safari (Mac), Internet Explorer 6, 7, 8 (Windows), Opera Mobile
سال طراحی: ۲۰۰۹ ، مدت زمان طراحی: ۱۴ روز (طراحی + تست + ورود دیتا نمونه)
کپی رایت: حقوق طراحی برای سالار کابلی و حقوق تصاویر و اطلاعات برای گروه چاو محفوظ است.
خوشحال میشم نظرتون رو در مورد این طراحی بهم بگین.
درود. سالار
+ سالار: آقای مشتری، این سایت که برای شما طراحی کردم، بر اساس ایده های مینیمال طراحی شده. از فضای خالی استفاده شده تا محتوی در ضمن سادگی نظر کاربر رو جلب کنه. تایپو گرافی هم خیلی روش کار شده. از اونجایی که کاری که شما انجام میدین محتوی متنی بالایی تولید نمیکنه، تصمیم گرفتم تا روی مسائل زیباشناسی و ویژوال بیشتر کار کنم. رنگها رو هم تو یه طیف تیره انتخاب کردم تا توجه کاربر بیشتر رو محتوی باشه و چشماش خسته نشه.
- آقای مشتری: آقا سالار، ممنون از زحمتتون، همه چی خیلی عالیه.
+ سالار جان: خواهش میکنم مشتری جان، انجام وظیفه بوده.
- مشتری جان: فقط سالار جان، یه زحمتی بکش، این رنگا رو شادتر بذار باشه، مثلن نارجیو قرمزو سبز روشن. این فونت فارسی رو هم تیتر بذار خوشگلتره، این انگلیسیشم خیلی نازکه bold ش کن، سعی کن تو همین صفحه اصلی بخش دانلود آهنگ و تالار گفتمان ساده و اخبار روز و اخبار تکنولوژی رو بذاری. یه چت باکس هم باشه بد نیست. بعد رنگهایی رو که انتخاب کردی سعی کن متفاوت باشن نمیخوام همشون شبیه هم باشن. مرسی… آها! سالار.. من یه چیز دیگه داشتم فکر میکردم. این قیمتی که گفتی یه مدت پیش یه خورده زیاده. یکی از همکارای خودت اینکارو ۱۰۰$ میگیره انجام میده. شما هم راه بیا دیگه. ۸۰۰$ بابت چی میخوای بگیری؟ سایت ه چیزی نداره که، دردسر نداشته واست.
+ سالار: (سکوت…)
+ سالار [ده دقیقه بعد]: (سکوت…)
سلام، امروز خوشحالم، امروز ۲ دی ماهه، روز تولدم، روزی که به دنیا اومدم. روزی که زندگی رو شروع کنم. روزی که نمیدونستم قراره زندگی طولانی و پر دردسر باشه.
در طول ۲۰ سال گذشته روز تولدم هیچوقت برام اهمیت آنجنانی نداشته، چون همیشه عواملی بودن که باعث میشدن من بیخود و بی جهت فکرم رو روشون متمرکز کنم و خود رو از یاد ببرم. هیچوقت به خود اهمیت نمیدادم. الان هم نمیدم. ولی تولد امسالم یه حس عجیبی بهم میده. حس متفاوتی داره ، متفاوت با سالهای گذشته. شاید بخاطر اینه که راه رو، دوباره انتخاب کردم، دوباره به راهم فکر کردم. دوباره ساختمش و مشخص کردم برای خودم که این راه رو چطوری قراره طی کنم.
من همیشه از توفیق اجباری متنفر بودم. هیچوقت نتونستم چیزی رو تحمل کنم که بهش علاقه دارم. برای همه مسائلم همینطوری بودم. و همین اخلاقم باعث انزوای چندین و چند سالم شد. هیچوقت با افرادی که روش زندگیشون با من تفاوت داشت نساختم. این مساله شاید ناخوشایند باشه برای شما، ولی برای من نبود، چون انزوای چندین ساله من، باعث شد به بهترین ایده آل ها برسم توی زندگیم. بهترین و انسان ترین انسانها، کسانی که من باهاشون راحتم. کسانی که دوسم دارن و دوسشون دارم. کسایی که میتونم باهاشون کار کنم و میتونن باهام کار کنن! کسایی که میتونم ازشون راه بهتر زندگی کردن رو یاد بگیرم.
الان چند ماهه که به عنوان برنامه نویس و طراح وب شرکت توانا رسانه نوین (TRN Technologies) فعالیت میکنم (نمایش موقعیت روی نقشه). باید بگم که این شرکت یکی از بهترین شرکت های ایران در زمینه SEO هست و من خوشحالم که تو این شرکت هستم. اعضای تیم TRN (آقای مهندس توانا عسگری: مدیرعامل و SEO، خانم عسگری: گرافیک و مولتیمدیا، خانم اسدی: طراح وب) برای من خیلی ارزش دارن و باعث شدن که زندگی من در طی چند ماه اخیر، کلی بهبود پیدا کنه. نابود نشدن زندگی حرفه ایم رو مدیون این تیم و پشتکارشون هستم.
در مورد زندگی شخصی، تجربه ثابت کرده که حرف زدن از جزیات مسائل اینجا، کار درستی نیست. اما میخوام از کسایی تشکر کنم، که محبت رو به زندگی من برگردوندن و باعث شدن من دوباره امید زندگی کردن رو داشته باشم و با هدف، ادامه بدم. شما، بالا ترین و بهترینید. امیدوارم من رو ببخشید به خاطر همه بدی هایی که در حقتون کردم. لیاقت شما خیلی بیشتره.
امیدوارم این ۳۶۵ روزی که امروز شروع شد، بهتر از سالهای قبل باشه. زندگی همچنان ادامه داره. و دیگه از توفیق اجباری خبری نیست.
درود، سالار.
سلام دوستان،
امشب شب یلداست، طولانی ترین شب سال و یکی از ایرانی ترین رسوم ایرانیان. ایرانیان تمام جهان به رسم دیرینه خود این شب رو جشن میگیرند و سعی میکنند کنار هم ، شبی شاد رو پشت سر بگذارند. (در مورد شب یلدا در ویکیپدیا بیشتر بخوانید)

اما امروز، اندوه من بخاطر فوت یکی از عزیزان همین ایرانیانی که شب یلدا را جشن میگیرند، بقدری است که مجبور شدم همینجا، به همه ایرانیان تسلیت بگوییم. دو شب پیش، آیت ا-لله منتظری (ویکیپدیا، وبسایت شخصی) ، پدر معنوی همه ما، از بند زندگی این دنیا آزاد شدند. شاید دوستان جبهه بگیرند که من که این همه فریاد سکولاریسمم رو به آسمون بود، چی شد بخاطر فورت آیت ا-لله منتظری ناراحتم؟ باید جواب بدم که آیت ا-لله منتظری، جدا از دینی که بهش اعتقاد داشتن، انسانی بزرگ، دانا، روشن فکر و انسان دوست بودند و به حقوق بشر احترام کامل میگذاشتند و همچنین به آزادی های انسانی معتقد بودند. و این چیزی بود که ما در این دوران بهش احتیاج داشتیم. روحشون، سبز، بلند و پاینده باد. راهشون ادامه داره.
درود، سالار
- سالار، من دوست دارم.
+ دوسم داری یا عاشقمی؟
- عاشقتم.
+ مطمئنی عاشقمی؟
- نمی دونم.
+ خداحافظ.
- خداحافظ.
سلام،
دو پست قبل قول داده بودم که پروژه ققنوس رو دنبال کنم، و به این قولم هم وفــا کردم، برای دوستانی که کمی (!) شک دارن به قول من، تو این پست نسخه اولیه کدهای ققنوس رو برای دانلود قرار میدم.
دقت کنین که این کدها فقط برای مشاهده شما عزیزان هستش ، و هنوز قابل استفاده نیست، چون حتی به نسخه Aplha نرسیده و فقط یه Draft هست، پس با عرض شرمندگی، من ساختار دیتابیس رو منتشر نمیکنم تا کدها قابل نصب شدن نباشن. برای دوستانی که مایلن بدونن نتیجه اجرا شده چطور هست، یه نمونه از برنامه رو روی سرور ققنوس نصب کردم تا بتونین یه چرخی توش بزنین.
نکته مهم: دوستان، این کدها تحت قوانین GNU/GPL منتشر شدن، شما میتونین به صورت آزاد از تمام قسمتهای ققنوس استفاده کنین، فقط، لطفاً برای رعایت بعضی از حقوق، در صورت استفاده مجدد از هر کدوم از کلاس ها و یا توابع ققنوس، نام من (سالار کابلی) و دوست خوبم (پدرام عظیمایی) رو در داخل کد ذکر کنید. لازم به ذکر نیست که در صورت عدم ذکر نام ما، شما به کسی پاسخگو نخواهید بود و هیچگونه مجازاتی شامل حال شما نخواهد بود، فقط روحیه Opensource آسیب خواهد دید.
نکته مهم ۲: در نسخه دمو که روی سرور نصب شده، از یک قالب HTML آماده استفاده شده، قسمت خروجی، هنوز کامل برنامه نویسی نشده که ما براش قالب طراحی کنیم، از این قالب فقط برای تست موقت سیستم استفاده شده.
با امید اینکه کارهایی که ما انجام دادیم، برای شما عزیزان مفید بوده باشه، اعلام میکنم که من با جدیت تمام این پروژه رو دنبال خواهم کرد. دوست خوبم، پدرام، متاسفانه بدلیل پارهای از مشکلات شخصی، در حال حاضر قادر نیست تا من رو در این کار همراهی کنه. با اینکه من بدون کمک پدرام مشکلات خیلی زیادی خواهم داشت، ولی بیاین امیدوارم باشیم که مشکلات پدرام هرچه زودتر حل شه و به ما ملحق شه.
نسخه نصب شده ققنوس رو میتونین در ایــــــن قسمت مشاهده کنید، بخش مدیریت رو هم در ایــن لیـــنک.
نام کاربری مدیر: admin
رمز عبور: ۱۲۳
دریــافت نسخه پیش نویس (Draft) سیستم وبلاگنویسی ققنوس
درود، سالار.
Categories: آجاکس, آپاچی, بانک اطلاعات, طراحی, عمومی, فناوری اطلاعات, وردپرس, پی اچ پی Tags: ققنوس, نسخه درافت, پدرام عظیمایی, انتشار, دانلود
ســلام. (راست میگی بهروز، قشنگه!)
امروز باید اینجا بادکنک آویزان میکردم و کیکِ بزرگ شمع میآراستم. اما کی برای ما وقتی تولد راستکی مان بود بادکنک ترکاند آخر! که من بیایم اینجا جشن بگیرم مردم برقصند من بادکنک منفجر کنم برایشان دلشان یه هویی بریزد!؟ نه! این روزا وقت جشن الکی الکی نداریم ما! آنجا مردم دارند میمیرند، ما بیاییم اینجا بزنیم برقصیم؟
از این حرفا که بگذریم، چهار سال پیش دقیقن همین ساعات بود که اینجا متولد شد! یادش بخیر تولد صفر سالگیش را هم جشن نگرفتیم، تولد یکسالگی خواب بودیم، تولد دو سالگی داشتیم با بچه محلا بازی میکردیم، تولد سه سالگی کلا یادمان رفت تولد است، تولد امسال هم که الکی الکی دیدیم همه چی جدی شده، شده چهار سال که داریم مینویسیم ! ای بابا! چرا اینطوری شد؟ چرا من، ما شدم؟! مث اینکه زیادی خودمو تحول گرفتم دیگر.
الان که دارم میشمرم با انگشتام میبینم زود گذشت این چهارسال، ولی رفقا، باورم کنید این چهار سال مثل چهار قرن بود برام، پست قبلی رو که نوشتم، یه تصمیم دیگه هم گرفتم، نشستم تموم تصاویری رو که از این چهار سال داشتم مرور کردم، به ترتیب تاریخ مشخص شده بودن واسه همین، عین روز قیامت بود (تو کتابا میگن، ما که ندیدیم، راست دروغش گردن اونی که گفت)! انگار نشستم تو سینما، فیلم زندگیمو دارن بهم نشون میدن، یکیم بغل دستم نشسته داره واسم میگه چی شد چی نشد. قشنگ بود، خیلی قشنگ… چهارسال پیش یه صورت شاد داشتم، رفته رفته رنگ غم نشت روش و، روز به روز، پر رنگ تر و پر رنگ تر شد این غمِ مادر مرده! چه تصویرایی بودن رفقا، تصویرگر کارشو خوب بلد بود. یه چیزی تو این فیلمی که به من نشون دادن خیلی توجه منو به خودش جلب کرد! توی فیلم، جلاد رو ندیدم، انگار کسی که ویران کرد از پشت پرده سینما فرار کرده بود! آخر، رو نداشت من رو ببینه! خجالتیه تفلکی!
از این موضوع که بگذریم، میخوام یه چیزیو بگم، که تو دلم مونده:
- دارند آنجا میجنگند برای وطــنشان، پسر و دختر و بزرگ و کوچکش زیاد فرقی ندارد، بالا یا پایین بازهم تفاوتی نمیکند! دارند با جان و دل میجنگند. دوستشان دارم. مدت زیادی بود که شرفـــ را با چشمانم ندیده بودم. بچهها، درود به وجودتان، ما را هم اگر قابل میدانید، در کنار خود حس کنید.
یک نکته دیگر را عارض شوم و بساط سخن برچینم:
- «ماورای وب» تولد چهار سالگیت مبارک!
درود.
سالار.